شیطان پرستی

شیطان پرستی
نویسنده : - ساعت ٩:٤٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ تیر ،۱۳٩٠
 

شیطان پرستی



بنیانگزار فرقه شیطان پرستی یک یهودی از خاندان لوی به نام آنتوان لوی است و در کلیسای شیطان آنتوان لوی ، مناسک جنسی جایگاه خاصی دارد. همان رقص ها و کار های جنسی که به وسیله فرانکسیست ها ، به طور مخفی انجام می شد ، امروز از طریق گروه های شیطان پرست مثل متالیکا در سطح عموم رواج داده می شود.
صنعت سکس و بازرگانی تن که در ردیف سود آورترین تجارت های جهان است به همراه صنایع مشروب سازی ، قاچاق مواد مخدر ، قمار و صنعت سینما در انحصار یهود است.
شبکه وسیعی از کلوبهای شبانه و فاحشه خانه ها توسط ویلیام ساموئل رزنبرگ ، مشهور به بیلی رز ، که از یهودیان مهاجر به آمریکا است ، تاسیس شد.
سران صهیونیسم جهانی عزم جدی بر نابودی هر عقیده ای دارند ، آنان تمامی اصول و تئوریها را بهم می ریزند ، نظامها و حاکمیت ها را لرزان می سازند ، خانواده ها را ویران و نقش مدیریتی پدرها و مادرها را لگدمال می کنند .
آنان تصمیم گرفته اند که به هیچ کس اجازه اظهار وجود ندهند ، رسما اعلام می کنند همه باید تحت اداره یهود باشند ، همه باید به شنیدن صدای آنان عادت کنند . همه چیز را آنگونه که خود می پسندند ، می خواهند .
جوانان را در دنیایی از خیالات و اوهام شاعرانه گرفتار می سازند و به وقت استیصال و سر خوردگی لحظه ای که جوان به هر چیزی چنگ می زند تا خود را از مهلکه نجات دهد ، مذهب جعلی ای که سران یهودی از پیش طراحی کرده اند در اختیار او می گزارند .
بر این اساس می گوییم :
1. شیطان پرستی مذهبی است ساختگی که توسط سران یهودی ای که مدیریت افکار و اندیشه ها را در انحصار خود می پندارند بوجود آمده است .

یهود با صرف مبالغ هنگفت و با خدمت گرفتن هنرپیشگان ، خوانندگان ، نوازندگان ، انتشار سی دی های آموزشی ، مجلات ، روزنامه ها و کاباره ها ... در صدد پر کردن خلاء روحی و معنوی جوانان
غرب و به تبع جوانان شرق برآمده است .
تا جایی که بگفته رئیس بیمارستان نوجوانان نیویورک ، شیطان پرستی یکی از شایع ترین تهدیداتی است که در مقابل بچه های امروز قرار گرفته است .
پر واضح است وقتی کلیسا نتواند در مقابل خواسته های معنوی جوانان الگوی مناسبی ارائه دهد ، آنانی که خود را گرگ می خوانند هدایت گله های گوسفند را بعهده خواهند گرفت .
و کیست که متوجه استخوانهای شکسته کلیسا نشده باشد .
رئیس بخش تحقیقات سری پلیس ایالات متحده می گوید : می توانید مرگ را در بیشتر کلیسا ها لمس کنید ، چیزی برای ادامه حیات وجود ندارد .
2.شیطان پرستی دنیایی را ترسیم می کند که هیچ روزنه امیدی برای آن متصور نیست . به همین جهت شیطان پرستی را جهان تاریک نیز میگویند.
3.شیطان پرستی آنگونه که خود می گوید حقیقتی را جستجو می کند که در این جهان یافت نمی شود . خود کشی که از موارد رایج این آیین است ، توجیهی اینگونه دارد : اگر بپرسی چرا خودت را می کشی ؟ می گوید می خواهم به حقیقت برسم و حقیقت در این دنیا به دست نمی آید .
پیامبر عزیز اسلام (ص) عبارتی دارد که می فرمایند : در آخر الزمان ، دنباله روها از نابخردان پیروی می کنند .
مذهب سازان عصر جدید بسیار زیرک هستند . آنان به این حقیقت رسیده اند که همیشه گروهی در دنیا وجود دارند که از هیچ گونه استقلال فکری برخوردار نیستند و متاسفانه این گروه کمتر به خردمندان تمایل دارند ، بلکه میل بیشترشان به کسانی است که هوی و هوس را سر لوحه کار خود قرار داده اند . پروتکل های دانشوران یهود به صراحت به تربیت و آموزش افراد اشاره دارد ، می گوید : تا زمانی که افراد جوامع مختلف مطابق الگو و انگاره های تربیتی ما دوباره تربیت نشوند ، نمی توانیم برنامه هایمان را در این گونه جوامع مطابق با روشی کلی و یکسان پیاده کنیم . اما اگر برنامه ها را محتاطانه و توام با آموزش آغاز کنیم می توانیم در کمتر از یک دهه منش و خلق و خوی سر سخت ترین افراد را تغییر داده و آنها را مانند افرادی که از پیش مطیع ساخته ایم به زیر سلطه خویش در آوریم .
4. به شیطان پرست تفهیم می کنند که دنیای شیطان پرستی زندگی در میان لجن است و هیچ وقت نمی شود در لجن زندگی کرد و به لجن آلوده نشد و هیچ چاره ای برای پاک شدن نیست جر مردن و رهایی از این دنیا .
5. به شیطان پرست می فهمانند زندگی در این دنیا بر پایه دروغ است و همه باورهای مردم بر پایه همین دروغ شکل گرفته است ، همه عادت کرده اند دروغ بگویند ، لذا اگر حرف راست هم بزنید کسی آن را باور نمی کند .
6. شیطان پرستی آیینی است که همه چیز را منفی ارائه می دهد . آدم شیطان پرست عمر شب را بلند می داند . او حتی خورشید را مانع از تابش نور می پندارد . آنان همه چیز را منفی می خواهند ، اگر به باغ سیب بروند همه سیب ها را کال می بینند و اگر به تئاتر بروند همه بازیگر ها را لال می پندارند. به شیطان پرست می گویند چشمهایت را باز کن ، فقط ببین . مغزت را ببند ، فکر نکن . نقش تو ، نقش تماشا چی تئاتر در این دنیاست .
آدم وقتی در دام ابلیس هایی که طراح و مدیران اجرایی احکام شیطان پرستی اند قرار می گیرد ، به مثابه مواد خامی خواهد بود که هر شکلی را اراده کنند ، از او می سازند.
پروتکلهای دانشوران صهیونیسم جهت دادن به فکر و اندیشه مردم غیر یهودی را به کمک سخن پردازی و تئوریهای وسوسه انگیز ، کار متخصصان و مدیران یهودی می داند.
آنان آنچنان به تبدیل آدمها می پردازند که بسیاری از افراد از اینکه موجود دیگری شده اند که خودشان نیستند ، خبر دار نمی شوند.
حتی آنانی که فکر می کنند مدیر و طراح و برنامه ریز حداقل بخشی از شیطان پرستها هستند ، تنها عاملی ناچیز و بی مقدارند که کورکورانه در خدمت ابلیس بزرگ قرار گرفته اند.
7. راهی که برای شیطان پرست ترسیم می کنند معجونی است که هر آدم گرفتاری را به وحشی گری و نفرت سوق می دهد. اولا راه نیست ، کوره راه است. مسیری است که به هیچ جا راه ندارد. بن بست است. رسما اعلام می کنند ما به مقصد نمی رسیم. برای شیطان پرست تفهیم می کنند جاده ای که در آن قرار دارد پر از خط کشی های در هم و بر هم است. و او در یافتن راه خروج تا سر حد جنون و دیوانگی پیش می رود و سر انجام مطمئن می شود راه بازگشتی وجود ندارد.
8. احیاء اخلاق مصیبت بار قوم لوط امروز از طریق گروههای شیطان پرست و وابسطه به آن ترویج می شود. پیشرفت هم جنس خواهی باور کردنی نیست. حمایت مقامات ارشد کلیسای انگلیس ، پارلمان اتحادیه اروپایی ، انجمن اطلاعات جنسی و انجمن آموزش و پرورش ایالات متحده ... ننگ آور است.
امروز دیگر صلیب های وارونه ، ستاره پنج پر ، خفاش ، صورتهای نقاشی شده ، ماسک های حیوانات درنده ی شاخ دار ، برهنه پوشی ... تنها نشانه ها و سمبل های شیطان پرستی نیست. عمده ترین نشانه شیطان پرستی را در تجاوز و قتل به ویژه در تجاوز به کودکان و نوجوانان به همراه قتل آنان باید دید. مدتی پیش روزنامه های آمریکا نوشتند جمعی شیطان پرست دستگیر شدند که نوجوانان و حتی کودکان را وحشیانه مورد تجاوز قرار داده و با ساتور تکه تکه می کرده اند. استفاده افراطی از مشروبات الکلی ، مواد مخدر ، قرص های روان گردان و انرژی زا ، استفاده و استعمال آلات مصنوعی ، خوردن و آشامیدن ادرار و مدفوع ... معجونی از بیماری های روحی ، روانی و جسمی بخصوص بیماری های عفونی و ایدز را برای شیطان پرست ها به ارمغان آورده است. ایدز شایع ترین بیماری نزد شیطان پرستان است. و 75 در صد عامل آلودگی شش هزار نفری که روزانه مبتلا به این درد بی درمان می شوند انتقال از طریق تماس جنسی است.
9. توصیه ای که شیطان پرست ها ناگزیر به انجام آنند. شنیدن آهنگ های تند همراه با خشونت است. که وحشت و نفرت را با خود دارد. آنان موظفند همیشه خشم و نفرت خود را نسبت به مسیح و سایر مقدسات اعلام کنند. خود را بی خانمانی بیابانگرد بپندارند که از عشق و محبت متنفرند. آنان خوانندگان بسیار خشنی ، که در صدایشان می توان غرش حیوانات وحشی را شنید ، سمبل قدرت شیطان پرستی می دانند. که کمبود و نیاز خود را با خشونت زیاد رفع می کنند. اهانت به ادیان به عنوان آزادی بیان در تصنیف های خوانندگان شیطان پرست ترویج و تبلیغ می شود. اکنون موسیقی بی ریشه جاز که از موسیقی Yidish یهودیان گرفته شده در همه زوایای ذهن جوان آمریکایی و ... رخنه کرده ، به طوری که مایکل جکسون یهودی را از تمام مقدسین کلیسا بر تر می دانند. روزی گروه بیتل ها از سر مزاح اعلام کرده بود که از خدا نیز معروف تر است و امروز گروه های موسیقی شیطان پرست عملا پرچم جنگ با خدا را بر افراشته اند.
10. دوست جوان من بداند:
بنیانگزار فرقه شیطان پرستی یک یهودی از خاندان لوی به نام آنتوان لوی است و در کلیسای شیطان آنتوان لوی ، مناسک جنسی جایگاه خاصی دارد. همان رقص ها و کار های جنسی که به وسیله فرانکسیست ها ، به طور مخفی انجام می شد ، امروز از طریق گروه های شیطان پرست مثل متالیکا در سطح عموم رواج داده می شود.
صنعت سکس و بازرگانی تن که در ردیف سود آورترین تجارت های جهان است به همراه صنایع مشروب سازی ، قاچاق مواد مخدر ، قمار و صنعت سینما در انحصار یهود است.
شبکه وسیعی از کلوبهای شبانه و فاحشه خانه ها توسط ویلیام ساموئل رزنبرگ ، مشهور به بیلی رز ، که از یهودیان مهاجر به آمریکا است ، تاسیس شد.
غول صنایع مشروب سازی ، یهودی مهاجر ، ساموئل برنفمن است. که امروزه دفتر مرکزی کمپانی مشروبات الکلی برونفمن ها ، به نام سیگرام در نیویورک است و در 120 کشور جهان شعبه دارد و فروش سالانه آن بیش از یک میلیارد دلار است.
سلطان دنیای پنهان شخصی است یهودی ، به نام روچیلد ، که بزرگترین امپراطوری قمار را در ایالات متحده ایجاد کرد او در قاچاق مشروبات الکلی و مواد مخدر ، سرمایه گزاری عظیمی نمود.
اولین فیلم تاریخ سینما که در آن حریم اخلاق شکسته شد ، ماه آبی است نام دارد که توسط یک یهودی به نام اتوپرمینگر بسال 1953 کارگردانی شد و برای اولین بار واژه هایی مانند ، آبستن و باکره را بکاربرد.
سه سال بعد همین کارگردان یهودی فیلم مردی با دست های طلایی را عرضه کرد و یک تابوی اخلاقی دیگر را شکست. او برای اولین بار به نمایش اعتیاد به هرویین پرداخت.
پرمینگر در فیلم بعدی اش که در سال 1959 ساخته شد برای نخستین مرتبه ، صحنه تجاوز جنسی را به نمایش درآورد.
انسانیت زدایی ، هدف اصلی همه فیلم های این کارگردان یهودی بوده است.
و اینک شیطان پرستی با اسطوره سازی و با ارائه مطالب گمراه کننده و پورنوگرافیک سعی در تحقیر جوانان و برده داری نوین دارد.


 
 
صهیونیسم = نژادپرستی
نویسنده : - ساعت ٦:٥۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ تیر ،۱۳٩٠
 

تفاوت‌های صوری و اختلاف رنگ در نژادهای مختلف، اغلب سبب شده است تا برخی نژادها خود را برتر از دیگر نژادها بدانند و این امر اغلب صحنه‌های خونینی را در تاریخ جهان آفریده است. صهیونیست‌ها از جمله نژادهایی هستن  صهیونیسم = نژادپرستی که قوم خود را برتر از اقوام دیگر تلقی می‌کنند و به همین دلیل در رعایت اصول ملی و نژادی خود پافشاری می‌کنند.    پافشاری صهیونیست‌ها بر اصول ملی و نژادی خود، در حالی صورت می‌گیرد که آن‌ها فاقد نژادی مشترک‌اند؛ زیرا بنا به گواهی «تورات» هبرون‌ها که صهیونیست‌ها خود را از اعقاب آن‌ها می‌دانند، تنها کسانی نبوده‌اند که در فلسطین می‌زیسته‌اند. فنیقی‌ها، حتی‌ها، کنعانی‌ها... از جمله اقوامی بودند که در این سرزمین زندگی کرده‌اند. رومی‌ها بعد از تسلط بر سرزمین فلسطین، به دلیل حضور طولانی مدت خود و اختلاف‌هایی که با هبرون‌ها داشتند، به تدریج باعث پراکندگی هبرون‌ها در سرزمین‌های اطراف مدیترانه و آمیختگی این نژاد با نژادهای دیگر شدند. ویل دورانت ضمن این که میان خون و نژاد تفاوت قائل است. اعتقاد دارد:    «خون را نباید با جنس و نژاد یکی دانست. خون می‌تواند بر روی تمدن معینی تأثیری بسزا بر جای بگذارد؛ زیرا در نتیجه‌ی اختلاف خون‌ها ممکن است تمایلات اساسی یک ملت به شکل زیستی (بیولوژیکی) و نه به شکل نژادی، تغییر کرده و به شکل عالی‌تر یا پست‌تر درآید.» (1)    یهودی‌ها، به سبب زندگی چند‌هزار ساله در سرزمین‌های افریقایی، و پراکندگی در جهان فاقد زندگی اقتصادی مشترک، فرهنگ، سرزمین، تاریخ و حتی زبان مشترک هستند و به احتمال زیاد حتی فاقد اعتقادات متافیزکی مشترک هستند. آنچه اکنون به عنوان زبان عبری در اسرائیل رواج داده می‌شود، در حقیقت زبان «ییدیش» است که آمیزه‌ای از زبان لهستانی و واژه‌های اسلاوی است و زبان مشترک تمامی یهودیان نبوده و نیست. تاریخ ادعایی مشترک آنها‌ نیز فاقد اعتبار علمی است؛ زیرا زندگی چند‌ هزار ساله در جوامع مختلف، بیش از پدیده‌ی فرضی و ذهنی تورات و تفکرات ناشی از آن، موجبات ساخت و پاخت تاریخ را برای یهودی مذهبان فراهم آورده است.    به لحاظ اعتقادات نیز باید گفت یهودی‌ها از اعتقادات مذهبی مستحکمی برخوردار نیستند و به ویژه روشنفکران آن‌ها بعضی اعتقادات و وقایع ماوراءطبیعی را در مقوله‌ی خرافات می‌گنجانند.    از جهت تفاوت‌های فیزیکی و اناتومیکی نیز تفاوت‌های فاحشی در یهودیان شاهد هستیم. بعضی سیاه‌ پوست‌اند و بعضی سفید‌پوست، و بعضی نیز ظاهری کاملاً شرقی  نکته‌ی شایان ذکر آن است که در ظهور و توسعه‌ی پدیده‌ی صهیونیسم، تمایلات شدید یهودی‌ها به اموری چون بازرگانی، صنعت، ایجاد سرمایه و برداشت سود بیشترکه به سلطه بر انسان‌ها و لذت از این امر منجر می‌شود، تأثیری بسزا داشته است.    ایمان به تمدن جدید که در آن اقتصاد سخن اول را می‌گوید و رنگ پوست، نشان شایستگی و لیاقت انسان‌هاست، باعث شد تا همانند آپارتاید در آفریقای جنوبی، نژادپرستی نیز در فلسطین اشغالی توسط صهیونیست‌ها رشد و توسعه یابد و فلسطینی‌ها چون رمه‌های گوسفند زندگی دوزخی خود را زیر سلطه‌ی شوم نژادپرستان صهیونیسم سپری کنند.    در واقع صهیونیسم، فلسفه‌ی نژادپرستانه‌ی آشکاری دارد و به حکم سرشت پیدایی خویش، نژادپرستی را اساس اندیشه‌ی بنیادی خود قرار داده است. صهیونیسم در میان اکثر یهودیان جهان که یهودی‌گری رادارند.  دینی آسمانی و معنوی، و نه پیوند سیاسی ـ قومی به شمار می‌آورند، سر برآورد و اندیشه‌ی میهن قومی یهودی را مطرح کرد. این امر هیچ تکیه‌گاهی جز نژادپرستی نداشت.    نژادپرستی صهیونیستی در سرزمین‌های اشغالی فلسطین، آن چنان نمود چشمگیری داشته است که سازمان ملل متحد، در سال 1975 م، ضمن قطعنامه‌ای، صهیونیسم را نوعی نژادپرستی خواند.    مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سی‌امین دوره‌ی خود (سپتامبر تا دسامبر 1975) قطعنامه شماره 3379 (د ـ 30) را در تاریخ 10/11/1975 صادر کرد. در این قطعنامه آمده است.    شورای عمومی «مقرر می‌کند صهیونیسم نوعی از انواع نژادپرستی و تبعیض نژادی است.»    صدور این قطعنامه از سوی مجمع عمومی براساس «اعلامیه سازمان ملل مبنی بر پایان دادن به هر نوع تبعیض نژادی» بوده است: قسمتی از آن اعلامیه آمده است؛    «هر مکتبی که براساس نژادپرستی و برتری نژادی بنا شده باشد، مکتبی است که از نظر علمی، ادبی و اجتماعی، نادرست و محکوم و ظالم است».    پرفسور روژه گارودی ـ اندیشمند مسلمان فرانسوی در این رابطه معقد است:    نژادگرایی، سرآغاز و زمینه‌ی مناسبی برای سیاست توسعه طلبانه رژیم صهیونیستی به شمار می‌رود.    صهیونیست‌ها خود را مردمی منتخب و جدای از دیگر اقوام و ملل به شمار می‌آورند و معتقدند که دیگر ملت‌ها باید در خدمت آن‌ها باشند. در همین راستاست که سیاست غیر‌انسانی رژیم صهیونیستی در مورد حقوق عرب‌ها و محروم کردن آن‌ها از حقوق سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و بهره‌برداری از سرزمین‌های اشغالی، توجیه می‌شود. به این لحاظ، نژادپرستی صهیونیسم،‌ نظامی کاملاً هماهنگ است که الهام بخش قانون‌گذاران و دولتمردان به ویژه که دراسرائیل می‌باشد. این نژادپرستی، از همان اول تجسم طرح تئودور هرتزل (بنا به گفته‌ی خود او در کتابش) به شمار می‌رفت. (2)    علی‌رغم تمام محکومیت‌های جهانی، رژیم صهیونیستی بدون اعتنا از سال 1948 م. قوانینی را در سرزمین‌های اشغالی فلسطین و سپس در کرانه‌ی غربی و نوار غزه و جولان به اجرا گذاشت که در هیچ یک از کشورها دردوران معاصر، نظیر آن دیده نشده است. مجموعه‌ی این قوانین از ایدئولوژی ویژه‌ای سرچشمه می‌گیرد که نژاد یهود را ـ براساس فلسفه‌ی صهیونیسم ـ مستحق داشتن سرزمین، بدون ساکنان اصلی آن می‌داند. در این زمینه یشیعاهون بن فورات عضو اسبق کنیست (پارلمان رژیم صهیونیسیتی) می‌گوید:    «حقیقت اول این که صهیونیسم بدون موطن مفهومی ندارد و کشور صهیونیستی، بدون کوچاندن اعراب و مصادره‌ی زمین‌ها و محصور کردن قوانین پیش گفته در سه زمینه مطرح شده است: قوانین مربوط به امنیت اسرائیل، که تحت این عنوان، پایه و اساس حکمرانی صهیونیست‌ها را در بر می‌گیرد، قوانین مربوط به زمین و مسائل ساختمان‌سازی، و قوانین مربوط به محدود کردن آزادی‌های دموکراتیک و فعالیت‌های سیاسی. (3)    روژه گارودی، در کتاب خود به جنبه‌ی آشکاری از سیاست نژادپرستی صهیونیست‌ها اشاره می‌کند:    «ما در کتاب پرفسور کلودکلاین»(4) ـ صهیونیست پرشورو استاد دانشگاه اورشلیم علی‌رغم انکارهای وی، خصلت نژادپرستانه‌ی این کشور را در می‌یابیم. مسلک صهیونیستی رسماً از سوی دولت تبلیغ می‌شود.    پروفسور کلاین با نقل سه قانون که به تشکیلات صهیونیستی، وضع ویژه‌ای در کشور اعطا می‌نماید، آن را ثابت کرده است. اولین قانون (1952 م.) درباره‌ی تشکیلات صهیونیستی جهانی و آژانس یهود است. مؤلف به این امر تأکیدآن‌ها، بی‌معناست.»   می‌ورزد که این قانون، رابطه‌ای ـ از جهت حقوقی میان دولت و یهودیانی که در اسرائیل زندگی نمی‌کنند، برقرار نمی‌سازد. رابطه‌ی حقوقی جز از طریق عمل ارادی به وجود نمی‌آید، عملی که، فی‌المثل استقرار در اسرائیل مبین آن است.    در واقع کاملاً آشکار است که نمی‌توان یهودیانی را که در اسرائیل زندگی نمی‌کنند، در کشور اسرائیل محاکمه کرد؛ ولی این حقوقدان بلندپایه، دست خود را رو نمی‌کند که تشکیلات صهیونیسم جهانی و آژانس یهود، از جهت حقوقی و سازمانی با وجودی که در تمام کشورهای جهان فعالیت دارند، با کشور اسرائیل مربوط نیستند. (5)    بانو شولامیت آلونی ـ وکیل پارلمان و رهبر جنبش برای حفظ حقوق مدنی ـ فریاد نفرت خود را از تبعیض‌نژادی صهیونیسم،‌ در مقاله‌ای تحت عنوان «یهودیت» به گوش جهانیان رسانده است. در این مقالهکه به تاریخ 25 ژوئن 1978 م. در روزنامه‌ی اسرائیلی آهارنوت چاپ شده بود، انحراف ایدئولوژیکی و مخرب صهیونیسم سیاسی، افشا شده است. وی می‌گوید:    همه چیز برآن دلالت دارد که گویی در پی آن هستند تا این فکر را در مغز یهودیان اسرائیل فروکنند که اختلاف کیفی و اصولی میان یهودیان و غیریهودیان وجود دارد... بدین گونه است اصلی که الهام بخش تمام قوانین و مقررات کشور اسرائیل در خصوص سیاست داخلی، وضع اشخاص و خانواده‌ها و اصول شهروندی است. همین اصل است که رفتار ما را در مقابل عرب‌های اسرائیلی، بدویان و ساکنان ساحل غربی رود اردن و نوار غزه، و شیوه‌های پاسخ ما را به درخواست‌های آنان القاء می‌کند.    هیچ‌گونه استفاده‌ی نامشروع و یا نامناسب از قانو ها را از بینش پیامبران تمیز می‌دهند، وادار به سکوت سازد. ما به هیچ کس اجازه نخواهیم داد تا اسرائیل را تبدیل به محله‌ی جهودان با ادعای پیامبری نماید که قوانین جهانی بشریت و حقوق بین‌المللی را زیر پا می‌گذارد و به تمسخر می‌گیرد. (6)    در واقع می‌توان گفت که سیاست داخلی رژیم صهیونیستی با منطقی بی‌رحمانه که همانا نژادرپرستی است، شکل گرفته است؛ ولی با بزکی خاص که همان اسطوره‌ی مذهبی دروغین است آرایش شده،‌ و این جنایتی برای یهود محسوب می‌شود. جنایتی که در آن یهودیان نیز پس از اعراب، و دیگر قومیت‌ها، قربانی آن شده‌اند.ن یهود، نخواهد توانست کسانی را که ابداعات خاخام


 
 
لاویان و فرقه‏هاى شیطانى
نویسنده : - ساعت ٦:٥٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ تیر ،۱۳٩٠
 

لاویان و فرقه‏هاى شیطانى      این خصوصیات اخلاقى همان است که ما در فرهنگ اسلامى‏ به عنوان مختصات شیطانى مى‏شناسیم. عملکرد شیطانى همین است.     نقش اسطوره‏هاى دینى و تاریخى در زرسالاران یهودى بسیار مؤثر است و فرهنگ جدید آن‏ها را شکل مى‏دهد. یک نمونه همان اسطوره استر و مردخاى است که عرض کردم. تقریبا مى‏توان گفت تمام عملکردهایى را که شیطانى مى‏نامیم بر یک اسطوره مبتنى است و به وسیله‏ آن توجیه مى‏شود. در زمینه ترویج هرج و مرج جنسى، که نمونه‏هایى را بیان کردم، در عهد عتیق‏ موارد فراوان و عجیبى مى‏توانیم پیدا کنیم و با توجه به این که این متون به عنوان «کتاب مقدس» شناخته مى‏شود طبعا این موارد سرمشق قرار مى‏گیرد. این اسطوره‏هاى شیطانى از مهاجرت‏ حضرت ابراهیم علیه السلام از وطن ایشان، شهر اور (واقع در جنوب بین النهرین) ، به مصر شروع مى‏شود.     طبق مندرجات این «کتاب مقدس»، زمانى که ابراهیم و همسرش، سارا، به مصر مى‏رسند براى‏ فرعون خبر مى‏برند که یک زن بسیار زیبا همراه ابراهیم است. و ابراهیم هم براى این که زیبایى‏ سارا برایش «خیریت شود»او را به عنوان خواهر خود معرفى مى‏کند و از این طریق صاحب ثروت‏ فراوانى مى‏شود که منبع اولیه ثروت بنى‏اسرائیل است. مطالبى که عرض کردم عین فقرات «سفر پیدایش»است. از این موارد بسیار زیاد است. تعمق در این موارد ثابت مى‏کند که افرادى نسبت به‏ یکتا پرستى و دین حضرت موسى علیه السلام عناد عجیبى داشته‏اند و به دستکارى در این متون‏ پرداخته‏اند و اسطوره‏هاى شیطانى را وارد آن کرده‏اند. مى‏دانیم که طبق تعالیم عهد عتیق قبیله‏ لاوى (لوى) در میان بنى اسرائیل سمت کاهنى دارد و اصولا یک کتاب مخصوص آن‏ها نوشته شده‏ به نام «سفر لاویان». امروزه برخى از محققین تاریخ ادیان معتقدند که این طبقه لاویان در اصل‏ مصرى بودند که در میان بنى اسرائیل نفوذ کردند و خاندان‏هاى کاهنان (لاویان) را ایجاد نمودند.     یکى از دلایلى که براى اثبات این نظر اقامه مى‏شود رواج نام‏هاى مصرى در میان لاویان است.     اگر در تاریخ یهودیت تعمق کنیم، متوجه مى‏شویم که خاندان‏هاى لاوى (لوى) تا امروز نقش‏ عجیبى داشته‏اند. شاخه‏اى از این خاندان‏ها نام لوى یا لاوى را بر خود دارند و بعضى با نام کوهن‏ یا کاهن و اسامى شبیه به این شناخته مى‏شوند. من در جریان تحقیقم به یک تاریخچه 800 ساله‏ مدون براى خاندان لاوى رسیدم که از قر سیزدهم میلادى در اسپانیا شروع مى‏شود و تا امروز ادامه مى‏یابد. اولین فرد سرشناس در این تاریخچه تودروس ابولافى است که رئیس و حاخام‏ یهودیان کاستیل و لیون بود و یهودیان او را از خاندان سلطنتى یهود مى‏دانستند. این خانواده در طول قرون بعد نقش بسیار مهمى در جنگ‏هاى صلیبى اسپانیا به سود حکمرانان شمال اسپانیا و علیه مسلمانان ایفا کرد و از همان قرن سیزدهم با فرقه شهسواران معبد رابطه نزدیک داشت. و همین خاندان لاوى بود که طریقت رازآمیز تصوف یهودى به نام کابالا را ایجاد کرد. در کتاب‏ زر سالاران به طور مشروح درباره طریقت کابالا و کارکردهاى سیاسى و تأثیرات بزرگ آن بحث‏ کرده‏ام و نشان داده‏ام که از این سرچشمه کابالیستى در طول قرون بعد فرقه‏هاى رازآمیز و پنهان‏ فراوانى بیرون آمده که فراماسونرى یکىن از آن‏هاست. در طى این قرون اعضاى خاندان لاوى‏ (لوى) همیشه فرقه سازان بزرگى بوده‏اند. یک نمونه ناتان غزه‏اى است که در قرن هفدهم ادعاى‏ پیامبرى مى‏کرد و در ایجاد موج جدید الاسلامى شابتاى زوى و تأسیس فرقه دونمه بسیار مؤثر بود. ناتان از خانواده لوى بود و نظریه پرداز شابتاى زوى محسوب مى‏شد. دونمه‏ها یهودیان‏ جدید الاسلام بودند که یک فرقه مخفى ایجاد کردند و نقش مهمى در فروپاشى دولت عثمانى و تأسیس جمهورى ترکیه ایفا نمودند. ناتان غزه‏اى به پیروانش مى‏گفت که مسلمان شدن شابتاى‏ زوى یک مأموریت مسیحایى است مشابه با مأموریت جاسوسى که به درون سپاه دشمن اعزام‏ شده براى تسخیر آن از درون. به این دلیل است که منابع یهودى مکتب جدید الاسلامى شابتاى‏ زوى و ناتان غزه‏اى را «ارتداد رازگونه»مى‏خوانند یعنى آنگونه ارتداد از دین یهود که راز و رمزى‏ در آن نهفته است. کمال آتاتورک به یکى از خاندان‏هاى دونمه تعلق داشت. این نقش فرقه سازى‏ امروز هم ادامه دارد. در سال‏هاى اخیر فرقه‏اى به نام ساتانیست‏ها (شیطان پرستان) در غرب‏ ایجاد شده و رشد کرده است و معبدى تأسیس کرده‏اند به نام «کلیساى شیطان». بنیانگذار و رهبر این فرقه یک یهودى از خاندان لوى به نام آنتون لاوى است.     در این گونه فرقه‏ها مناسک جنسى جایگاه خاصى دارد. این تهمت نیست، عین واقعیت‏ است. منابع معتبر از رواج هرج و مرج جنسى و مناسک جنسى در فرقه دونمه سخن مى‏گویند.     فرانکیست‏ها هم کاملا بى‏پروا مناسک جنسى خود را اجرا مى‏کردند. این فرقه را یعقوب فرانک‏ تأسیس کرد و نقشى مشابه با فرقه دونمه در اروپاى شرقى و مرکزى داشت. در کلیساى شیطان‏ آنتون لاوى نیز مناسک جنسى جایگاه خاصى دارد. اگر توجه کنیم مى‏بینم همان مناسکى که‏ زمانى به طور مخفى به وسیله دونمه‏ها و فرانکیست‏ها و فرقه‏هاى مشابه انجام مى‏شد، همان‏ رقص‏ها و همان کارها، امروزه به وسیله کمپانى‏هایى که به وسیله زر سالاران یهودى ایجاد شده، از طریق گروه‏هایى مثل «متالیکا»در سطح عموم رواج داده مى‏شود و توده وسیعى از جوانان را به‏ خود جلب مى‏کند. مى‏دانیم که گروه متالیکا رسما خود را شیطان پرست مى‏داند.